تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز همان حکایت همیشگی
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آه ای دریغ و حسرت همیشگی
نا گهان چقدر زود دیر می شود
خداحافظ همين حالا
خداحافظ به شرطي كه
بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ كمي غمگين
به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني كه
من واز چشم تو مي ديد
اگه گفتم خداحافظ
نه اينكه رفتنت ساده است
نه اينكه ميشه باور كرد
دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اينكه
نبندي دل به روياها
بدوني بي تو و با تو
همينه رسم اين دنيا
خداحافظ،خداحافظ همين حالا